شقايقي روييده در كوير

منزل نو ..

هر که آمد عمارتی نو ساخت ..

رفت و منزل به ديگری...

قدومتان نه بر ديدگان که به قلب من خواهد بود .. 

 

شکوفه زار شود قلب من از چمیدن تو..

 

که گل ز شاخه برآید به شوق دیدن تو ..

 

به یک نگاه شبم را ستاره باران کن ..

 

که ماه روشنی آموزد ز دمیدن تو ..

 

به آشیانه گرم من بیا ، آمدنت خوش باد!..

   + کسری. ; ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/٦
    پيام هاي ديگران ()

سپاس ...

بودنت را از صمیم دل خواسته ام
و خدای متعال به درخواست دلم لبیک گفت ..
 حضورت را در تارو پود دلم ارج مینهم
 و برای بودنت روزی هزاران بار
 خدای متعال را شاکرم

   + کسری. ; ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱۱/۸
    پيام هاي ديگران ()

روابط...

آنچه مردان نیاز دارند تا از دعوا و بگو مگو  حذر کنند ، آن طور که هست او را بپذیرند ، مرد احساس میکند که زن تلاش میکند تا رفتار او را اصلاح نماید ..

 مردان همیشه با خود زمزمه میکنند اصلا دوست ندارم که او به خاطر کوچکترین کاری هر چند بی ارزش و نا چیز که میکنم یا نمیکنم ناراحت بشود ، احساس میکنم از من ایراد میگیرد ، کنارم میزند و قبولم ندارد .

 

مرد نیاز به تحسین دارد ، در عوض احساس میکند که زن او را تحقیر میکند ..

مرد نیاز به قدردانی دارد ، ولی در عوض سرزنش شده و توبیخ میشود آنهم به خاطر مسائل پوچ و بی ارزش ..

مرد همیشه نیاز دارد که احساس کند به او اطمینان داشته و در مورد نگرانیهای مخاطبش احساس مسئولیت کند ..

 

برآوردن نیاز های احساسی مرد ، واکنش او را برای در گیر شدن در بحثها کم میکند او خود به خود قادر میشود تا با احترام و درک بیشتری به محاطبش گوش دهد و سخن براند ..

 

زن نیز به دلایلی،  سهمی مهلک در بگو مگو های دردناک دارد ..

آنچه زن  نیاز دارد تا از دعوا و بگو مگو  حذر کند : این که مرد برایش ارزش قائل بوده و به او دلگرمی بدهد ، نه اینکه محکوم شده و نادیده گرفته شود .

 

زن نیازمند احترام است نه اینکه در فهرست آخرین کارهای روزمره عادی  مرد دلخواهش قرار گیرد .

زن نیازمند درک  مرد دلخواهش است که در زمان ناراحتی به او اطمینان خاطر بدهد که هنوز دوستش دارد  .

 

زن نیازمند احساس عشق و ارزش است به خصوص زمانی که احساس بی حمایتی بی محبتی و رنجش میکند .

 

اکثر بحثها زمانی سر میگیرد که مرد نادانسته شروع به بی اعتبار کردن احساسات زن میکند و زن با نارضایتی و مذمت به او پاسخ میدهد ویا  برای خرد کردن شخصیت او با سکوت و پاسخ ندادن برخورد میکند .

 

وقتی مردئ دانسته یا نادانسته اشتباهی مرتکب میشود واظهار ندامت و شرمساری میکند این شرمساری او از صمیم قلب است و تمام بدی های زن را به حساب بی توجهی خود میگذارد و درصدد جبران خطا و بدست آوردن دل زن برمیآید و  هر کاری که موجب خشنود زن شود را سر مشق خود مینماید .

 

در عوض زن با بخشش و گذشت خود سعی میکند از مرد دلخواهش پنهانی امتیاز بگیرد و مرد دانسته این امتیاز را به او اعطاء مینماید چرا که زن را در اوج و در قله سعادت و خوشبختی مرد قرار دارد و با این امتیاز مرد احساس خوشبختی و سعادت را مدیون زن خواهد بود .

 

 

   + کسری. ; ۸:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٠/۱٩
    پيام هاي ديگران ()

روابط...

 

یکی از سخت ترین کارها در ماسبات عاشقانه ما ، لمس کردن تفاوتها و اختلافات است اغلب وقتی دو نفر در مذاکرانشان اختلافاتی دارند این مسئله میتواند به مباحثه و بدون آگاهی به مجادله تبدیل شود .

ناگهان حالت دوستانه صحبت عوض شده با سرزنش ، گله وشکایت ،افترا ، امرو نهی و دلخوری و شک وتردید شروع به آزار یکدیگر میکنند .

 

مرد و زن با این نحوه مباحثه ، نه تنها به احساسات خود بلکه مناسباتشان نیز صدمه میزنند همانگونه که ارتباط یکی از اساسی ترین رکن مناسبات ماست مباحثه و دعوا میتواند ویران کننده ترین رکن باشد .

زیرا هر قدر به کسی نزدیک تر باشیم راحتتر است که ضربه بزنیم یا ضربه بخوریم .

 

بنا بر تمام دلایل منطقی وقتی دو نفر، رابطه عاطفی و سکسی ندارند خیلی راحتر است که هنگام بحث و مذاکره خود رااز معرکه  کنار بکشند و به حالت انفعالی بمانند . ولی زمانی که دونفر روابط عاشقانه و یا حتی سکس دارند بهنگام بحث و دعوا تمام مسائل را بخودشان میگیرند .

 

بعضی ها تمام مدت در حال دعوا و بگو مگو هستند  این افراد به مرور شاهد مرگ عشق بین خود خواهند بود از سوی دیگرگروهی بطور افراط آمیزی احساسات صادقانه خود را در نطفه خفه مکنند تا از برخورد و بحث و جدل خودداری نمایند . در نتیجه خفه کردن احساسات صمیمی و صادقانه تماس با احساس عاشقانه نیز از بین میرود و کم کم روابط به سردی میگراید .

 

هر چه بیشتر با کسی صمیمی باشیم برایمان مشکل تر است که نظر او را بدون منظور خاصی گوش کنیم ، و عکس العملی به احساسات منفی او نشان ندهیم . برای حمایت از صلاحیت خود در مقابل بی احترامی و سرزنش دیگران حالتهای دفاعی غیر ارادی پیش میاید تا با عقیده آنان مخالفت  نماییم .

 

حتی اگر با نظر مخاطب موافق باشیم ممکن است که با یکدندگی در بحث با آنان پافشاری کنیم .

چهار اصل اساسی وجود دارد که هر فردی با پبروی از آنها میتواند از  آسیب دیدن در بحث و جدل جلوگیری کند 1 جنگ2  گریز3 خود فریبی و4 کنار آمدن ..

هر کدام از این روشها در کوتاه مدت آرام بخشند اما ولی در دراز مدت موجب بروز واکنش معکوس میشوند ..

 

جنگ : مخصوص مردان

وقتی گفتگویی با بی مهری و عاری از همدری باشد مخاطب بطور غریضی شروع به جنگ و جدال  میکند با سرزنش انتقاد و مقصر جلوه دادن طرف میتوان به مخاطب ضربه زد و تهدید کرد اما تهدید همواره اعتماد را در روابط تضعیف میکند ،انگیزه باطنی آن است که با تهدید طرف را وادار به مهربانی و همدردی بکنند ، تا طرف مقابل عقب نشینی بکند .. واحساس پیروزی و خرسندی  حاصل شود وقتی طرف عقب نشینی میکند تصور برنده شده در ذهن تداعی میشود اما در واقع این شکست است چرا که این عقب نشینی آرامش قبل از طوفان است ...

 

گریز :

این حالت هم مختص مردان است ، مردان برای اجتناب از رویارویی و درگیری حتی لفظی ممکن است در لاکشان فرو روند و دیگر هرگز بیرون نیایند ...

این حالت یک جنگ سرد است ..مردها از رویارویی میترسند و ترجیح میدهند آرام بوده و ور راجع به هر نوع مسئله ای که ممکن است ایجاد بحث و دعوا کند صحبت نکنند ..بعضی ها ترجیح میدهند بجای بحث و جدل پیرامون اختلاف سلیقه شان سکوت اختیار کنند ..شگردشان در تلاش برای انچه که میخواهند بدست بیاورند  این است که مخاطبشان را تنبیه کنند و محبت خود را از وی دریغ نمایند ..اینان مانند جنگجویان مستقیم ضربه نمیزنند بلکه بطور غیر مستقیم و آرام مخاطبشان را از عشقی که حقشان است محروم میکنند با مضایقه کردن این محبت روابط به مرور به سردی و بی اعتمادی میگراید.

آرامش کوتاه مدت به معنی صلح نیست چرا که اگر در مورد مسائل بحث نشود و احساسات و عواطف بین دو نفر تبادل نگردد بنای رنجش خواهد گذاشت ...در دراز مدت تماسهاو احساسات عاشقانه و هوس انگیز قطع شده و بتدریج برای کرخت کردن عواطف دردناک ولاینحل خود به مسائل پوچ همچون جایگزین نمودن مخاطب روی می آورند ..که کاری بس بیخردانه و عبث است .

 

خود فریبی :

این حالت مختص زنان است ، برای اجتناب از صدمه دیدن در روابط عاشقانه که منجر به سوتفاهماتی میگردد زن وانمود میکند مشکلی ندارد ..برای جلوگیری از بروز امواج طوفانزای فضای عشق و احساس و حسادت و دوستی زن خودش را گول میزند تا باور کند همه چیز خوب و بر وفق مراد است در حالیکه اینطور نیست و او با این کار احساس و عاطفه خود را قربانی میکند تا از برخورد جلوگیرینماید .

 

کنار آمدن :

این حالت هم مختص زنان  است .. بجای بحث و گفتگو خیلی زود میپذیرند که مقصر اند و موجب خود باوری غلط در مردان میشوند و در اندک زمان مرد دلخواهشان را بابت امتیاز هایی که به او میدهند از خود متوقع میسازند ...

ادامه دارد .....

 

 

 

   + کسری. ; ٥:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٠/۱٧
    پيام هاي ديگران ()

رفتار دل آزار تو ...

دير زمانی بود که عزيزی با پيامهای نچندان محبت آميز

دل ما و صفحه روحمان را با سوهان کلاماتش ميخراشيد

و سخن به گزاف گفتن را پيشه نموده بود در وصفش چند بيتی

يادگار مينهم شايد که پروردگار يکتا از سر گناهانش درگذرد و به

راه درست کاران  هدايتش فرمايد  ...

 

    ای دوست برو با تو مرا شوق سخن نیست ..
     رفتار دلازارتو باب دل من نیست..

     لبخند من از خشم تو در حال گریزست ..
     افسرده از آنم که تو را خلق حسن نیست ..

     من نغمه سرای چمنم ، عربده بس کن ..
      در بلبلکان طاقت فریاد زغن نیست..

     آن زلفک رقصان ، که مرا می برد از تاب ..
     در دیده ی کج بین تو، جز تاب رسن نیست !..

      من می شکفم همچو گل از نغمه ی بلبل ..
      در گوش تو جانکاه تر از مرغ چمن نیست ..

       نجوای گل وپچ پچ مهتاب چه دانی ؟..
        آگه دلت از زمزمه ی سرووسمن نیست ..

      پروانه چو بینی که به رقص آوردش باد..
      گویی که چرا گرد سرش (( دایره زن ! )) نیست ! ..

       کام دل مااز نگه یار برآید ..
        مدهوشی و مستی همه درلذت تن نیست..

       برگونه ی گل ، بوسه ی مهتاب نبینی ..
       زانرو که نگه کردنت از دیده ی من نیست!..

        باید سفری کرد و از این دارفنا رفت ..
        آنجا که بود رهگذر کوچ ، وطن نیست ..

         هرجا نگری دّر سخن از صدف ماست ..
         این گوهرجان است و در آن جای سخن نیست !..

                                                                          تهران دی ماه ۸۳

   + کسری. ; ٥:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٠/۱٠
    پيام هاي ديگران ()

رفتی از ياد ...

  پریشان شد درخت از حمله باد..

 

          گلی پرپر شد واز شاخه افتاد..

 

                   در آن آشفتگی مرغ چمن گفت ..

 

                          چو رفتی از کنارم ..  رفتی از یاد..

                                                 

                                                    دی ماه ۸۳ تهران

 

   + کسری. ; ۱:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٠/٥
    پيام هاي ديگران ()

تنهای تنها ...!

 

 

بهار و باغ وگلگشت چمن ها ..

کنار دلبران ، شیرین سخن ها..

 

اگر قسمت شد ، از خلوت درآیم ..

وگر نه ، ما ودل تنهای تنها ..

 

   + کسری. ; ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٩/۱٩
    پيام هاي ديگران ()

بخشش ...

از غم عشق چه مي بايد كرد؟ مي توان گريه جانسوزي كرد

مي توان قصه نوشت

شعر سرود

مي توان در غم عشق ماتم داشت

به دمي ...ديداري مي توان راضي شد

با تمناي نگاهي ميتوان تشنه جانبازي شد

از غم عشق چه مي بايد كرد؟

در خم و پيچ و خم جنگل گيسوي عزيز

مي توان راه گشود دورادور

مي توان با او بود

ميتوان مست شد از عطر غرور

مي توان دل خوش كرد

به كلامي كه شنيد

از دو خط نامه سرد مي توان داغ شد و شعله كشيد

از جهنم گذري كرد و گذشت

به گذرگاه رسيد

وز عطش فرياد زد    فرياد زد

مي توان رفت در آن ستاره هاي چشم او

مي توان نيست شد و هيچ نديد جز دو نقطه سياه

مي توان خود را ديد

لحظه اي غربت خود را حس كرد

ودر آن مرز غريبانه چه شيرين جان داد

من نمي دانم هيچ...تو بگو!

تشنه ام ...تشنه ترين تشنه ها

از عطش مي سوزم

تو بگو از غم عشق چه مي بايد كرد؟؟؟

   + کسری. ; ٥:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٩/٦
    پيام هاي ديگران ()